Thursday, September 8, 2011

خاطرات گذشته

سلام

امروز نشسته بودم پشت ميزم و داشتم تمام اتفاقاتي كه در اين مدت برايم پيش آمده يكبار بررسي مي‌كردم. نمي‌خواهم الان در مورد وضعيت پرونده‌ام صحبت كنم الان تصميم دارم بگويم داستان از كجا شروع شد.
فكر كنم سال 84 اولين جرقه‌هاي مهاجرت به ذهن من و همسرم زده شد يادم آن روز‌ها مهاجرت به استراليا خيلي داغ بود و همه در حال اقدام كردن اولين روشي كه از طرف شركت‌هاي كاريابي پيشنهاد مي‌شد Work & Holiday بود كه پس يك مدت تحقيق مي فهميدي كه اين روش يعني اسيري .. خلاصه فرايند مهاجرت به استرالياي ما 3 سال به طول كشيد و هيچ وقت به اقدام منجبر نشد. آخرين اميدهاي ما هم بعد از امتحان IELTS من و نياوردن نمره و ....
همه اين داستان‌ها و ناميدي از مهاجرت بود كه انگار خدا يكدفعه راه‌ها را باز كرد و آن تغيير قوانين كانادا و سرعت در روند مهاجرت بود 38 رشته و يكي از آن رشته‌ها، رشته همسر من!!! خدايا شكرت من را از شر IELTS و استرس و درس خواندن نجات دادي.
همه چيز خيلي سريع جور شد انگار كانادا ما را طلبيده بود. خلاصه امتحان IELTS همسر و نمره آوردن و ارسال مدارك به سيدني و فايل نامبر و ارسال مدارك به دمشق را داشته باشيد تا ساير حوادث را در پست بعد برايتان توضيح دهم.

ناتمام ...

No comments:

Post a Comment